دلم هوای ترا کرده ... هوای گرمای قلبت را ..... آرام آرام در کوچه های دلتنگی ام گام بر میدارم ..... نه انگار هوای این کوچه ها هم هوای ترا کرده ..... گرسنه ام .... گسنه ام اما نه گرسنه غذا ...... گرسنه ام .... هوای لبانت را کرده ام ......در کوچه ها پرسه میزنم ..... نشانی از تو نیست .... در کوچه ها پرسه می زنم .... انگار تو که نیستی نشانی از زندگی هم نیست ..... در کوچه ها پرسه می زنم ... گرسنه ام .... گوشهایت را می خواهم ...... دلم هوای ترا کرده .... هوای بلعیدنت را آنچنان که مرا
میبلعیدی ....گرسنه ام .... گام هایم را آرام آرام بر تن عریان جاده ها می گذارم ..... در جستجو ..... در تکاپو ..... انگار نه انگار که چشمان هرزه خیابان گردان مرا می پاید.... گرسنه ام .... اینجا پر از گرسنه است ..... با نگاهشان میبلعند .... دهانشان گندیده .... چشمانشان گندیده ... مرا می بلعند .... من گرسنه ام ....... تو نیستی ... تو هیچ جایی نیستی ..... حقیقت این است .....تو هیچگاه نبوده ای.... من همیشه همینجا بودم میان همین نفس های گندیده ..... بوی فساد دهانشان صورتم را کبود می کند ...... خیابانها همه یک شکلند در اختیار گروهی که اندامشان لجن مال است ..... با لباس استتار می کنند ...... مرا با لباس میبلعند ..... مثل گرگ که پرنده را با پرهاسش می بلعد ...... از دهانشان لجن آویزان است..... تو هیچگاه نبوده ای.........حقیقت این است ....... میخواهم به رویا هایم باز گردم .... حقیقت این است ........ دنیا در تسخیر حرامیان است ..... می خواهم به رویاهایم بر گردم .....می خواهم به رویا هایم بر گردم ......................
میبلعیدی ....گرسنه ام .... گام هایم را آرام آرام بر تن عریان جاده ها می گذارم ..... در جستجو ..... در تکاپو ..... انگار نه انگار که چشمان هرزه خیابان گردان مرا می پاید.... گرسنه ام .... اینجا پر از گرسنه است ..... با نگاهشان میبلعند .... دهانشان گندیده .... چشمانشان گندیده ... مرا می بلعند .... من گرسنه ام ....... تو نیستی ... تو هیچ جایی نیستی ..... حقیقت این است .....تو هیچگاه نبوده ای.... من همیشه همینجا بودم میان همین نفس های گندیده ..... بوی فساد دهانشان صورتم را کبود می کند ...... خیابانها همه یک شکلند در اختیار گروهی که اندامشان لجن مال است ..... با لباس استتار می کنند ...... مرا با لباس میبلعند ..... مثل گرگ که پرنده را با پرهاسش می بلعد ...... از دهانشان لجن آویزان است..... تو هیچگاه نبوده ای.........حقیقت این است ....... میخواهم به رویا هایم باز گردم .... حقیقت این است ........ دنیا در تسخیر حرامیان است ..... می خواهم به رویاهایم بر گردم .....می خواهم به رویا هایم بر گردم ......................
+ نوشته شده توسط شیوا.ن در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت
12:14 |

